تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول
یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایانه!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 9:45  توسط علی  | 

امروز رفتم بهشت زهرا بعد رفتم تو این غسالخونه! صحنه های جالبی دیدم! چند تا صحنه برام خیلی جالب و دردناک بود! یکی این بود که همه مردها چه پولدار و چه فقیر تو یک جا میشورن فرقی نمیکنه!
دوم اینکه یه پسر جوان (هم سن خودم) فوت کرده بود شستنش و  بعد آشنایانش که اومدن ۳ نفر بیشتر نبودند! خیلی برام درد ناک بود!
سینا داشت بهم می گفت از امتحان مدرسه فرار کردین ، از سربازی فرار کردین ولی از این چیز نمیتونی فرار کنی !
خدا کنه تو این دنیا همه ازمون راضی باشن! امروز درسه خوبی برام بود! خدا کنه همیشه اثرش روم باشه!!!
این عکس هم تو منطقه سفید چای (منطقه ای در بهشهر)

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 1:41  توسط علی  | 

دوباره فضای کثیف انتخاب شروع شد! هر کی برای خودش یه چیزی می گه و هرکی اون یکی رو تخریب می کنه!
به هر حال جالب و جنجالیه! نمیدونم این دوره یه جور دیگه شده! شاید به خاطر اینه که این 4 ساله که گذشته خیلی گل باران شده . . .  در هر صورت همه برای ما مورد احتراما !
نمیدونم چرا این عکس چرت گذشتم!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 1:56  توسط علی  | 

یه چند روزی سفر کرده بودم به سمت شیراز ! خیلی خوش گذشت ! خیلی با حال بود! واقعا باورم نمیشد که انقدر به شیراز رسیدگی کردن! یادمه ۵ سال پیش که به شیراز رفته بودیم تخته جمشید در حال تخریب بود! الان دیگه نه خیلی بهش رسیدن! مردم با فرهنگی دارن خیلی با حالن! منشور کورش رو تو ادامه مطلب بخونيد!
این هم عکس از آرامگاه کورش!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 7:55  توسط علی  | 

بابا با این سیستم کشورمون !
با این فیلترینگ! ببین چه میکنه!!! آخه این چه جورشه دیگه!
نمیدونم چه کار باید بکنیم! مظلوم تر از ما جایی پیدا میشه؟؟؟
یکی به منه فلک زده جایی رو معرفی کنه که بشه عکس آپلود کنیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 21:0  توسط علی  | 

یادمه از بچگی وقتی تعطیلات عید داشت تموم میشد خیلی استرس داشتم چون همیشه پیک نوروزی مدرسه رو ننوشته بودم!!! همیشه روز های آخر می نوشتم! خیلی باحال بود!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 2:36  توسط علی  | 

در این چند سالی که من دارم وبلاگ می نویسم سابقه نداشته که من ۱ هفته آپدیت نکنم ! حالا الان ۴۴ روز میشه که من اصلا آپدیت نکردم!!! جالبه!
من به همه دوستان سال نو رو تبریک میگم! ایشالله همگی سال خوبی رو داشته باشند! سالی پر از پول و عکس داشته باشین!!!
یادمه پارسال برای تموم شدن سال ۸۶ شمارش معکوس گذشته بودم ولی تو این یک ماه نیم خیلی حس این کارا رو نداشتم!
منم تو این تعطیلات ۱۲ روز رفتیم مسافرت جاتون خیلی خالی بود!
این جنگل بسیار زیبای سرخ او.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت 1:18  توسط علی  | 

بازی پرسپولیس و استقلال هم مساوی شد! خیلی مشتاق نیستم که ادامه بدم و چیزی در مورد این بازی تعریف کنم!
یه کار بسیار جالب و جدید روشن انجام داده که حتما ببنید و گوش کنید! مالتی‌مدیا : پرسپولیس و استقلال از جایگاه عکاسان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 8:27  توسط علی  | 

یادش بخیر بچه تر که بودیم مامانمون برامون شعر حسنی نگو یه دست گل رو می خوندو ما هم کلی حال می کردیم! آخر قصه که می رسید مامانمون بهم می گفت این حسنی بچه خوبی نبود! خیلی دوست داشتم این کتابمو ! آخر سر نفهمیدم این کتاب و چی کار کردم!
حالا همون منوچهر احترامی که این کتاب و نوشته بود دار فانی رو دواع گفت! خیلی مرد دوست داشتنی بود! خیلی با حال و نازنین بود! خدا رحمتش کنه! ما که بدی ازش ندیدم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 2:21  توسط علی  | 

چقدر سریع بزرگ شدم! باورم نمیشه ۲۰ ساله شدم ٬ خیلی جالب بود انگار همین دو روز پیش بود که ۱۵ سالم بود و همه مسخرم می کردن که کوچولو! الان هم بزرگ نشدم ولی ۲۰ ساله شدم!
چند روز پیش یه تولد کوچولو گرفتم و جای خیلی از دوستان خالی بود. اشالله ساله بعد که ۲۱ ساله شدم!

محسن افشانی هم این چند روز مهمونه آتلیه ما بوده! این هم یک عکس دو نفره از من و محسن! محسن برای یک فیلم جدید این گریم رو داره!!!
بچه خیلی با حالیه!!! خیلی شیطون و اکتیو!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 15:10  توسط علی  |