|
|
|
|
|
+
نوشته شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 3:13 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
یک سفر که به جرات میتونم بگم که خیلی بهم خوش گذشته همین سفر به رفسنجان و کرمان بود!
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 13:11 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
توی این سفر یک همسفر خیلی خوب داشتم که اسمش سیاوش خان بود این سیاوش دیگه حکم دادش من رو داره! فکر نکنم ۲ تا داداش انقدر که ما با هم خوبین خوب باشن! یک دوست به من میگفت که برای دوستی تب کن که برات میمیره! و فکر کنم ما دو تا با هم اینجوری باشیم! در ضمن ۲۷ تولدش بود و از همینجا تولد داداش گلم رو تبریک میگم! و بخش اصلیه تبریک من شنبه هست که اون روز تولد گرفته شما هم دعوت میکنم از طریق سیاوش! (دیگه جاش رو نپرسید لطفا) این عکس ها خود شیفتگی مال این چند روزی که کرمان و رفسنجان بودیم ! عکسهای جالبی هست!
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 2:28 توسط علی
|
|
||
|
|
|
|
|
من خیلی اطلاعات خاصی از این حماموم ندارم! فقط یک فرق عمده با حمون خونه ما داشت این بود که جز تنها حموم هایی ایران هست که زن و مرد قاطی میرن حموم!
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 2:52 توسط علی
|
|
||