تبليغاتX
فتوبلاگ پرتقالی توپول
به سلامتی عروسی هم تموم شد! از اون ور خواهرم رفت سر خونه و زندگی ولی بیل بیچاره من که بیکار موند! بنده خدا این دامادمون چقدر بیل خورد! این مشکی روشن آقا داماد ماست! به خواهرم و مشکی روشن تبریک میگم! ایشالله به پای هم پیر بشن! دیگه خواهرم رفته من کی رو اذیت کنم! به کی کرم بریزم! (لطفا یکی داوطلب بشه) حالا کی  وقتی اون داره میخوابه و من پای کامپیوترم  نشستم بهم بگه که صدای اون آهنگتو کم کن میخوام بخوابم! کی حالا بهم بگه بیا تو این پروژه منو کمک کن. بعد من نرم! داره محسن چاوشی میگه یک رو صندلی انتظار میشینم ... (دلم گرفته خوب). آره خواهر جون مبارک باشه! خیلی مبارک باشه! همیشه برای من همون خواهری که با هم بازی گوره خر آبی رو میکردیم هستی!

طی یک مزایده بیل من به فروش میرسه هرکی می خواد یه ایمیل به من بزنه!
از اون ور دارم فکر میکنم چقدر همه از هم دور شدیم! از اون ور موبایلم داره شارژش تموم میشه وق وق می کنه! از اون ور یاس داره تو گوشم وز وز میکنه! از یک طرف دیگه فکر می کنم که صبح باید بلند شم کلی کار دارم! از اون طرف حال و حوصله هیچکس رو ندارم!
دارم فکر میکنم که ۸۰٪ دلم برای اینو اون سوخته ولی اونا فقط ۱۰٪  دلشون برای من سوخته! (خودمم نفهمیدم چی گفتم!)
شاید باورتون نشه چند وقتی هست که خودم رو گم کردم! خودم نیستم! دلم برای خودم تنگ شده! چرا من یک ساله که خودمو پیدا نکردم! من خودمو می خوام!
شاعر داره می خونه که ما یک مشت سربازیم جون به کف عزرائیل با اکیپمون جوره پس ! من نمیدونم چرا امشب اینجوریم! مخم قاطی کرده!
این عکس هم ماله کنسرت فرمان فتحعلیانه! خیلی اجازه نداشتم بازم عکس بذارم! حالا بعدا میذارم! اونقدر معطل کردم که ساسی مانکن داره می خونه و داره میگه من روی آهنگ بندری ام رپ خوندم!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 2:45  توسط علی  |